غياث الدين بن همام الدين حسينى ( خواند مير )
25
مآثر الملوك ( به ضميمه خاتمه خلاصة الأخبار وقانون همايونى ) ( فارسى )
بود . گويند كه حالا از رسوم آن اعمدهء دور و ستونهاى قصور پيدا است و اسم آن در السنه و افواه به « چهل منار » داير و ساير است . « 1 » از كلمات او است كه : الحكمة مفتاح السعادات و السعادات ادراك الامنيات . يعنى دانش كليد نيكبختيها است و نيكبختيها در يافتن آرزوها . و گفت بئس الزاد الى المعاد العدوان على العباد . و فرمود كه در نزول حوادث و حدوث نوازل ، نه نسب ظاهر مفيد بود و نه حسب ظاهر مانع آيد . ضحاك ظالمى بىباك و پادشاهى سفاك بود لاجرم هم در دنيا به غضب حق سبحانه و تعالى گرفتار گشته دو سلعه « 2 » از دو كتف او به شكل دو مار برآمد و آغاز درد كرد و ضحاك به اشارت شيطان آدميان را مىكشت و مغز سر ايشان را بر آن مىنهاد تا تسكين مىيافت و ملازمان او بر بعضى مردم ترحم مىكردند و ايشان را به جان امان مىدادند و به طرف كوهستان مىگريزانيدند . كردان از نسل ايشان پيدا شدند . به صحت پيوسته كه چون ظلم ضحاك بغايت رسيد كاوهء آهنگر اصفهانى كه قصد قتل اولاد او كرده بودند پوست پارهء حدادى را بر سر چوب تعبيه نموده فرياد برآورد و مردم را بر مخالفت ضحاك دعوت كرد و خلقى بىنهايت متابعت او كردند . كاوه به فريدون پيوست و او را به پادشاهى برداشته شر ضحاك را [ كه چندين هزار سر بر اثر شر او به باد فنا رفت ] « 3 » از سر خلق مندفع ساخت . گنگ دز در بابل از آثار ضحاك است و تازيانه زدن و بر دار كشيدن و مثله كردن از اختراعات او است . فريدون خسروى بود به فرط عدالت و اقبال و وفور عظمت و اجلال آراسته و از اعمال ناپسنديده و افعال نكوهيده پيراسته . آوردهاند كه اول پادشاهى كه بر فيل نشست و آلات حرب بر وى تعبيه فرمود و دقايق علم تنجيم را به كثرت انديشه و حدت طبع فكرت پيشه
--> ( 1 ) . منظور آثار و ابنيهء هخامنشى در جلگه مرو دشت فارس و ده فرسنگى شيراز است كه به نام تخت جمشيد شهرت دارد ( ن ) . ( 2 ) . سلعه - آژخ كه بىدرد بر اندام برآيد ( معين ) . ( 3 ) . فقط در مس .